تبلیغات
تدریس خصوصی زبان انگلیسی

بازی هنگ من برای یادگیری واژگان

[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

نكاتی در معرفی بخش خواندن ( reading ) در آزمون آیلتس

 استاد حامد رفیعی فوق لیسانس زبان انگلیسی و دارنده مدرک Delta و Celta از دانشگاه کمبریج انگلستان 








تفاوت reading در آزمون آیلتس academic و general تنها در موضوع passage آنهاست وبه طور كلی فرقی با هم

ندارند.در بخش reading در آزمون آیلتس مشكل اصلی زمان است. زیرا شما باید به سه passage و در مجموع 40

سوال پاسخ دهید در حالی كه كل زمانی كه دارید یك ساعت است. پس برای هر passage 20دقیقه زمان دارید كه

این زمان محدودی است. برای همین كنترل زمان برای پاسخ به هر سه متن بسیار مهم است. درجه دشواری

passage ها به ترتیب بیشتر میشود.تنوع سوالات زیاد است برای مثال :

 

Sentence Completion -Table/Chart completion - Short answer questions - Labelling a

diagram-True / False / Not Given - multiple choice – Matching - Finding information in

paragraphs - Yes/ No/ Not Given - Paragraph heading - Summary completion

متن passage ها معمولا از روزنامه ، مجله ، ژورنال ، كتاب انتخاب می شود. حداقل یكی از آنها شامل بحثی

استدلالی خواهد بود.ممكن است یكی از آنها شامل نمودار، جدول و شكل باشد. به یاد داشته باشید كه سوالات و

متن reading طوری طرح میشود كه یك داوطلب غیر حرفه ای بتواند به آن پاسخ دهد.

 

نكات مهم :

  • وقت زیادی برای پاسخ دادن به یك سوال نگذارید زیرا در غیر این صورت شانس خود را برای پاسخ به سوالات آسان تر از دست خواهید داد.
  • سوالی را كه جوابش را نمی دانید علامت بزنید. در پایان دوباره به سراغش بروید خیلی موقع ها جواب می دهد.
  • صورت سوال ( instruction )را با دقت بخوانید.یادتان باشد بی دقتی به ضرر شما تمام خواهد شد.
  • همان چیزی كه ازتون خواسته شده انجام دهید مثلا اگر گفته شده بیشتر از 3 كلمه نباشد بیشتر ننویسید. و ........
  • حواستان باشد كه جملاتتان غلط املایی و گرامری نداشته باشد. چون در آن صورت امتیاز خود را از دست خواهید داد.
  • · مدیریت زمان بسیار مهم است. حتما با خودتان ساعت به جلسه ببرید. یك راهنمایی برای مدیریت زمان : 17دقیقه به passage اول ، 20 دقیقه بهpassage دوم، 23 دقیقه به passage سوم اختصاص دهید.
  • جواب را مستقیما وارد پاسخ نامه كنید. وقت اضافه برای این كار در نظر گرفته نشده است.

به همه ی سوالات جواب دهید.زیرا نمره منفی ندارد. 

مروری بر انواع سؤالات Reading:

 

انواع سؤالات

چگونگی پاسخ دادن به آنها

نكات كلیدی در پاسخ گویی

 

Sentence Completion

 

كامل كردن جاهای خالی در جملات براساس متن.

♦ جوابها به ترتیب متن هست .
♦ حداكثر 3 كلمه بنویسید یا یك عدد.
♦ دیكته ی كلمات را با خود متن چك كنید.
♦ گرامر جملات تكمیل شده را چك كنید.

 

Table/Chart completion

كامل كردن نمودار، یا جدول براساس متن.

 

 

♦ جوابها ممكن است به ترتیب متن نباشد.
♦ حداكثر 3 كلمه یا یك عدد بنویسید.
♦ دیكته ی كلمات را با متن چك كنید.

 

Short answer questions

 

به سؤالات با توجه به متن وبا استفاده از كلمات متن به صورت كوتاه جواب می دهید

♦ جواب ها به ترتیب متن است.
♦ دیكته ی كلمات را با متن چك كنید.

 

Labelling a diagram

 

نام گذاری قسمت هایی از نمودار با استفاده از كلمات متن.

 

♦ جواب ها به ترتیب متن نیست. 
♦ حداكثر 3 كلمه یا یك عدد بنویسید 
♦ دیكته ی كلمات را با متن چك كنید
♦ از كلمات غیر ضروری استفاده نكنید
♦ در حال خواندن متن Reading قسمت های مرتبط را علامت بزنید.

 

True / False / Not Given

 

مشخص می كنید كه آیا جملات با توجه به متن درست است یا غلط یا اصلاً در متن نیامده.

♦ جواب ها به ترتیب متن است.
♦ باید بنویسید True یا False یا Not Given

 

 

multiple choice

 

تشخیص می دهید كه موضوع اصلی متن چیست.

 

♦ از كل متن سؤال می آید. 
♦ باید بنویسید A و B و C و یا D 
♦ چك كردن گزینه های غلط.

 

 

Matching

 

جملات را به item هایی كه در box است وصل می كنید.

♦ جواب ها به ترتیب متن نیست. 
♦ جعبه ی item ها معمولاً به ترتیب متن است.
♦ باید A و B و C و .... را بنویسید. 
♦ بعضی از حروف A و B و C ممكن است بیشتر از یك بار استفاده شود. 
♦ بعضی از حروف A و B و C ممكن است استفاده نشود.

 

Finding information in paragraphs

 

پیدا كردن پاراگرافی كه شامل اطلاعاتی است كه در سؤال آمده.

♦ نوشتن A و B و C و.... 
♦ بعضی از حروف A و B و C ممكن است بیشتر از یك بار استفاده شود. 
♦ بعضی از پاراگراف ها شاید ازش سؤال نیاید.

 

Yes/ No/ Not Given

 

تشخیص بدهید كه آیا جمله با ادعا یا نظر نویسنده هم جهت یا نه و دیگر اینكه امكان دارد آن جمله اصلاً در متن توسط نویسنده سطوح نشده باشد

جواب ها به ترتیب متن هستند.
بنویسید Yes و No وNot Given 
بررسی انتخابات دیگر اشتباه است.

 

 

 

Paragraph heading

 

باید یك عنوان صحیح برای هر پاراگراف از لیستی كه به شما داده شده ، انتخاب كنید.

♦ زیر main idea در هر پاراگراف خط بكشید. 
♦ شماره های درست iii, ii, I و ... را بنویسید. 
♦ بعضی از عنوان ها در لیست ممكن است استفاده نشود.

 

 

Summary completion

 

 

باید جاهای خالی در summary را با كلمات مناسب از متن پر و كامل كنید.

♦ بعضی از حروف A و B و C و... ممكن است استفاده نشود. 
♦ دیكته ی كلمات را با متن چك كنید.
♦ چك كردن گرامر.

 

 




[ دوشنبه 27 مرداد 1393 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

ده تكنیك مهم در مورد آزمون بین المللی آیلتس IELTS

1. یك دقیقه طلایی شروع آزمون

· هنگامی كه سوالات بخش Listening‌ در اختیار شما قرار می گیرد، حدود یك دقیقه یك مثال برای شما از بلندگو

پخش می شود تا با نحوه پاسخ دادن به سوالات این بخش بیشتر آشنا شوید، در این مدت زمان تا آنجا كه می توانید

سوالات را  جلوتر بخوانید و با موضوعSection‌ های مختلف آزمون Listening ‌و اینكه چه مواردی مورد سوال است آشنا

شوید. این پیش آمادگی می تواند تا 1نمره باعث افزایش نمره شما باشد. چون در حقیقت یكی از  علت های اصلی

از دست دادن پاسخ ها، معمولا آماده نبودن برای دریافت آنهاست.

 

2. دقیقا بدانید كه چه نوع اطلاعاتی را باید پاسخ بدهید:

· مهمتر از گوش كردن یا خواندن برای یافتن جواب، ‌درك دقیق سوال است، ‌همیشه به سوال خوب دقت كنید و نوع

پاسخ را تشخیص دهید.

· آیا پاسخ یك شماره خواهد بود؟ یك اسم خواهد بود؟ نام یك مكان خواهد بود؟

· از لحاظ گرامری پاسخ به چه گروهی تعلق می گیرد؟ آیا من به دنبال فاعل هستم؟ ایا من به دنبال یك صفت

هستم؟

· این پیش بینی نوع پاسخ، به شما كمك می كند كه تنها به شكار جواب بشینید، و به راحتی كلماتی را كه نمی

توانند جواب باشند،  فیلتر كنید.

  

3. از كلمات سوال بعنوان مترادف های جواب در متن استفاده كنید و نسبت به آن ها حساس باشید

· در بسیاری از مواقع سوال به شكل مفهومی هم معنی عبارتی است كه می شنوید یا می خوانید

· بعنوان مثال می شنوید كه People who are living nearby‌ و می خوانید Neighbors، اگر دقت كنید این دو هم

معنی هستند.

· ‌، به معنی كلمات حساس باشید به عنوان مثال اگر می شنوید Neighborhood بدانید كه مترادف

آن Environment‌ است، نه Neighborچون Neighborhood‌ به معنی محیط همسایگی است، نه شخص همسایه.

4. به تفاوت Not given‌ و دو گزینه False‌ و True‌ حساس باشید.

از اشتباهات بارز داوطلبان در آزمون Reading‌ نحوه مواجه شدن آنها با  سوالات گروه True-False-‌Not given است.

برای حل مشكل كمبود وقت باید به تكنیك های پاسخگویی سریع و دقیق Reading‌ مجهز باشید و اما برای تشخیص

گزینه درست در مورد True-False-‌Not given به توضیحات زیر دقت كنید: 

قاضی برای حكم اعدام هرگز دلایل لازم را با كافی اشتباه نمی كند! ( به مفهوم و محدوده قدرت كلمات حساس

باشید، فرض كنید در حال تنظیم یك قرار داد هستید، حتی به یك and‌ یا Or ساده نیز دقت كنید)

· هرگاه دلیل كافی برای اثبات چیزی وجود داشت،‌آن گزاره True است.

· هرگاه دلیل كافی برای رد كردن چیزی وجود داشت، آن گزاره False‌ است.

· ولی هرگاه اصلا دلیلی وجود نداشت یا دلیلی وجود داشت ولی كافی برای اثبات نبود، آن گزینه Not given است.

· به مثال زیر كه یك سوال واقعی آزمون بخش Reading General است توجه كنید:

· This Shirt comes in many different colors

· یعنی این پیرهن در رنگهای متنوع تولید می شود

· حال شما قاضی هستید وسوال این است كه :

· The shirt comes in yellow

· پاسخ درست به نظر شما چیست؟

· همانطور كه یك قاضی عادلانه قضاوت می كند، این موضوع كه این پیراهن در رنگهای متنوع تولید می شود لزوما به

این معنی نیست كه حتما در رنگ زرد هم تولید می شود، بنابراین گزینه Not given‌ صحیح است.

 

5. پیشینی كنید كه چه پاسخی خواهید شنید و به ماجرای داستان نیز توجه كنید.

· مثلا اگر موضوع یك آزمایش تجربی برای كودكان است كه با پرواز آشنا شوند و شما به انتظار نوشتن نام لوازم مورد

نیاز هستید؛  آیا چیزی كه می شنوید Pepper‌ است یا Paper‌ ؟پس حتی اگر به طور واضح هم Pepper‌ بشنوید،

فرض خواهید كرد كه اشتباه شنیده اید و آن را تصحیح خواهید كرد و Paper‌ خواهید نوشت. چون مسلما كاغذ خیلی

احتمال بیشتری دارد كه پاسخ درست باشد تا فلفل. ( فكر كنید و در مورد صحت آنچه شنیدید قضاوت كنید.)

 

6. لغت های ناآشنا را با توجه به موضوع داستان معنی كنید.

· به مجموع داستان نیز توجه كنید، بجای اینكه تنها به لغت و پاسخ حساس باشید،‌سعی كنید كه دید كلی نسبت به

داستان را در نظر بگیرید،‌ موضوع اصلی داستان كلید حدس زدن بسیاری از لغت هایی است كه معنی آن را نمی

دانید،‌این تكنیك هم در Listening‌ و هم در Reading ‌ به شما كمك می كند كه معنی كلماتی را درست نشنیده اید یا

نمی شناسید به شكل تقریبی حدس بزنید.

مثال Listening:

· This Baby Cot is better, because it has a larger space for your child to sleep

· حال اگر معنی كلمه Cot را نمی دانید، مضطرب نشوید، به آنچه شنیدید فكر كنید،‌ به راحتی حدس خواهید زد

كه Cot مكانی برای خوابیدن كودكان است ... یعنی همان تخت بچه ها كه معمولا حفاظ دارد.

 

7. بدانید كه سوال بعدی چیست كه جا نمانید و همانطور كه گوش می كنید منتظر پاسخ سوال بعدی نیز باشید.

· خیلی مهم است كه همواره سوال بعدی را نیز زیر نظر داشته باشید، این امر باعث آرامش شما خواهد شد كه

سوال بعدی را از دست نداده اید، این تكنیك هم در Listening‌ و هم در Reading‌ حیاتی است، بنابراین توصیه می

شود كه همیشه دو سوال دو سوال در حافظه خودتان نگه دارید و به جستجو یا انتظار جواب باشید.

 

8. مراقب باشید  امكان تغییر عقیده گوینده یا نویسنده زیاد است

· معمولا از Section2‌ به بعد، چه در آزمون Listening‌ و چه در آزمون Reading امكان تغییر نظر وجود دارد، باید صبور

باشید و مطلب را تا آخر بشنوید یا بخوانید  و سپس پاسخ نهایی را كه به نظر شما درست است یادداشت كنید، مباد

كه از هیجان پیدا كردن جواب باقی مكالمه را گوش نكنید و فقط شروع به نوشتن كنید یا از خواندن باقی متن صرف

نظر كنید.

 

9. سوالهای كه پشت سر هم آمده را شناسایی كنید و آماده خلاصه نویسی یا نگه داری در ذهن باشید.

· یكی از علت های اصلی جاماندن در آزمون Listening‌، غفلت در مورد سوالاتی است كه درست پشت سر هم عنوان

می شوند،‌این سوالات این اشتباه را تقویت می كنند كه در هیجان نوشتن پاسخ اولین سوال، تمركز برای شنیدن

پاسخ سوال بعدی را از دست بدهید، توصیه می شود كه در آغاز آزمون سوالات بخش Listening را كه در یك سطر و

بدون فاصله قرارداده شدند با یك نگاه سریع شناسایی كنید.

 

10. در تست های چند گزینه ای فقط سوال ها را بخوانید.

· جوابهای طولانی را فقط اگر وقت شد نگاه كنید،‌پاسخ هر سوال را به شكل خلاصه یادداشت كنید و در 10 دقیقه

پایان تست جوابهای یاد داشت شده را با گزینه ها تطبیق داده و انتخاب كنید. چون وقت برای خواندن و یادداشت

كردن كافی نخواهد بود.

· سوالات چند گزینه ای كه پاسخ گزینه های آنها كوتاه است را می توانید سریع بخوانید، ولی وقتی پاسخ ها  یك خط

طولانی است، خواندن تمامی پاسخ ها غیر ممكن است، پاسخ ها مهم نیستند، مهم درك شما از سوال است.

· اگر سوال ها را ا دقت بخوانید، و آنچه به عنوان پاسخ تشخیص می دهید را به طور خلاصه در كنار سوال به زبان

انگلیسی یا فارسی با یك یا دو كلمه یادداشت كنید،‌در 10 دقیقه پایانی بخش Listening وقت کافی خواهید داشت

تا آنچه نوشته اید را با پاسخ های چند گزینه مطابقت داده كرده و بهترین پاسخ را انتخاب نمایید، این حرفه ای ترین

روش پاسخ به چند گزیبنه ای هاست، كه البته داوطلبانی كه استرس زیاد دارند از انجام آن می پرهیزند، زیرا بر این

باورند كه ممكن است قدرت تطبیق پاسخ خودشان را با پاسخ های اصلی نداشته باشند، شاید همین نگرانی و

استرس باشد كه این گروه از داوطلبان همیشه نمره ای پایین تر از شایستگیشان اخذ می كنند.




[ دوشنبه 27 مرداد 1393 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

تغییر شرط نمره زبان آیلتس IELTS برای مهاجرت به کانادا

تغییر شرط نمره زبان آیلتس IELTS برای مهاجرت به کانادا




اشاره:
تغییر شرط نمره زبان آیلتس IELTS برای مهاجرت به کانادا

مطابق دستورالعمل جدید اداره مهاجرت از این پس فقط نمره آیلتس عمومی (جنرال) مورد قبول اداره مهاجرت می‌باشد. بنابر این کسانی‌که قصد گشایش پرونده جدید دارند و یا از آنها به عنوان تکمیل مدارک، نمره زبان انگلیسی تقاضا شده است باید به این شرط توجه داشته باشند.

لازم به یادآوری است که تا قبل از تاریخ ۲۶ جولای ۲۰۱۰، اداره مهاجرت نتایج هر دو نوع نمره آکادمیک و جنرال را می‌پذیرفت اما از این تاریخ با تغییرات دستورالعمل op۶ نتیجه آزمون آکادمیک برای پرونده‌های مهاجرتی مورد قبول نیست و افراد موظف هستند که تنها نمره آزمون جنرال را ارسال نمایند.

 البته کسانی که پیش از این تاریخ، نمره آکادمیک ارسال کرده باشند مشکلی نخواهند داشت. 



[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

تقویت مهارت خواندن برای تافل Master the TOEFL reading skills









Master TOEFL Reading تقویت مهارت خواندن برای تافل Master the TOEFL reading skills




کتاب  Master the TOEFL reading skills با سه نمونه آزمون آزمایشی و آموختن تکنیک ها و شیوه های خواندن و درک مطلب زبان انگلیسی این مهارت را در زبان آموزان تا حدی گسترش می‌دهد که بالاترین امتیاز را در این بخش از آزمون تافل کسب کرده و موفقیت وقبولی در این بخش را برای خود تضمین کنید.

Wallie Walker Hammond, “Master the TOEFL Reading Skills”

Piterson’s | 2007 | ISBN: 0768923271 | 224 pages | File type: PDF | 1,9 mb

Test preparation for the reading section of the latest TOEFL test









[ دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

اصطلاحات کاربردی انگلیسی


معادل فارسی
اصطلاح انگلیسی
سخن محرمانه‌ای با شما دارم.
I have a word in your ear.
سر به سرم نگذار.
Don't pull my leg.
سربالایی است.
It is steep.
سرپایینی است.
It is sloping.
سگ در خانه‌ی صاحبش شیر است.
A lion at home a mouse abroad.
سزاوار سرزنش هستی.
You are to blame.
سحرخیز است.
He is up with the larks.
سیاست پدر و مادر ندارد.
Politics has no scruples.
سرجایتان بنشینید.
Take your seat.
سر و پا گوشم.
I am all ears.
شوخی به کنار.
All joking aside.
شکمش کار نمی کند.
His bowels do not move.
شیر یا خط
cross or pile
شیر یا خط
head or tail
شاخ و شونه کشیدن
to act in a threatening manner
شما کجا اینجا کجا.
Fancy meeting you here.
شیری یا روباه!
How did you make out!
شنیدن کی بود مانند دیدن.
Seeing is believing.
شانه‌ام از جا در رفته.
I put my shoulder out.
شیطنت کردن
to play the devil
دنیا جای عبرت است.
live and learn
آدم بی‌شیله پیله‌ای است.
He is an open book.
زهره ترک شدن
have one's heart in one's mouth
زبانت را گاز بگیر.
Bite your tongue.
زندگی همینه.
Such is life.
زیر منت او هستم.
I am under obligation to him.
زود بهش برمیخوره.
He is too quick to take offence.
زیره به کرمان بردن
carry coals to Newcastle
زمین و زمان را بهم دوختن
to move heaven and earth
سر بریده سخن نمی‌گوید.
Dead men tell no tales.
هر دو سر و ته یک کرباسند.
One is as bad as the other.
سحرخیز باش تا کامروا باشی.
The early bird catches the worm.
سالی که نکوست از بهارش پیداست.
Well begun is half done.
سرکه‌ی نقد به از حلوای نسیه. نقد امروز به از نسیه‌ی فردا.
A bird in hand is worth two in the bush.
سر و تهش رو بهم بیار.
Make both ends meet.
علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.
Prevention is better than cure.
عجول بجای ماهی قورباغه می‌گیرد.
The hasty catches frog for fish.
عقلش پاره سنگ می‌بره.
He has a screw loose.
عمل نیکو کردن بر سخن نیکو گفتن برتری دارد.
It is better to do well than to say well.
عاشق چشم و ابروی ما که نیست.
He doesn't do it for our bleak eyes.
عهد دقیانوس
time out of mind
عشقم رسید این کار رو کردم.
I had a whim to do it.
عذر غیر موجه
a feeble excuse
عمرش نزدیک تمام شدنه. (آخر خطه)
His days are numbered.
عقده دل را گشودن
blow off steam
شاهنامه آخرش خوش است.
He laughs best who laughs last.
شایسته‌ی من نیست که...
It doesn't be fit me to…
شکمی از عزا در‌آوردن
eat or drink to one's heart's content
غوره نشده می‌خواهد مویز شود.
He is trying to run before he has learnt to walk.
محبت سرش نمی‌شود.
He is blind to kindness.
صرف‌نظر از
apart from
قدمتان روی چشم.
You are most welcome.
قول شما را سند می‌دانم.
I take your word for it.
قدم نورسیده مبارک.
Congratulation on the new arrival.
قوز بالا قوز شدن
to go from bad to worse
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
every little counts
کلاهمان پس معرکه است.
We haven't got the slightest chance.
ککش هم نگزید.
He didn't turn a hair.
کله‌شق
pig headed
کله‌پوک
block head
کله پرباد
swollen head
کار و بار چطوره؟
How is business?
کاسه‌ی داغ‌تر از آش
more catholic than pope
کاسه‌ای زیر نیم کاسه است.
There is something in the wind. There are wheels within wheels.
کار حضرت فیل است.
It is an elephant task.
کاسه کوزه را سر من مشکن.
Don't put the blame on me.
کار امروز را به فردا مینداز.
Don't leave off till tomorrow what you can do today.
کاش...
I would to God that…
عمرش وفا نکرد.
His life failed him.
عرصه زندگی را به کسی تنگ کردن
make life a hell
غرور مقدمه‌ی سقوط است.
Pride comes/goes before a fall.
قید همه چیز را زده‌ام.
I have ceased to care about.
قربون دهنت!
How right you are!
قسمت چنین بود.
It was so destined.
مشتاق دیدار.
Eager to see you.
به مفت نمی‌ارزد.
It is not worth a damn.
موهای بدنم را سیخ کرد.
It made my flesh creep.
مچم را گرفت.
He had me there.
محض شوخی بود.
It was out of mere homour.
مرحوم پدرتان
Your late father.
مرده‌شویش را ببرند.
Plague on it!
کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.
There is more to it than meets the eye.
چه خیال کردی؟
What do you take me for?
مرا شیر کرد که آن کار را بکنم.
He dared me do it.
مسخره‌بازی درنیار.
Stop fooling.
مدتهاست شما را ندیده‌ام.
Ages since I saw you.
مگه عقلت را از دست دادی؟
Are you out of mind?
مگه کف دستم را بو کرده بودم.
How was I supposed to know?
مثل اینکه تنت میخاره.
You are asking for it.
نادیده خریدن جنس
buy a pig in a poke
نمی‌شود هم خدا را بخواهی هم خرما.
You can't eat your cake and have it.
نوبت را رعایت کنید.
Take your turn.
نه راه پس دارم نه راه پیش.
I don't know which way to turn.
کار از کار گذشته.
It is all over.
کلاهمون تو هم میره ها!
We shall fall out.
کسرش میشه با من صحبت کنه.
He is too proud to speak me.
کار بجاهای باریک کشیده.
Things have come to a pretty pass.
کی رو میخوای گول بزنی؟
Who are you getting at?
کله‌اش گرم است.
He is warm with wine.
کاش، خدا می‌کرد.
I wish to heaven.

برای تبادل لینک همین وبلاگ را با نام "وبلاگ ایستگاه زبان انگلیسی" لینک نمایید.




[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 04:51 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

تاریخچه زبان انگلیسی

زبان انگلیسی یکی از زبان‌های هندواروپایی از شاخهٔ ژرمنی است. خود شاخهٔ ژرمنی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌شود و انگلیسی به ژرمنی غربی تعلق دارد. این زبان در انگلستان و جنوب شرقی اسکاتلند تکامل یافته‌است. از دیگر زبان‌های شاخه ژرمنی می‌توان به آلمانی، هلندی، دانمارکی، سوئدی و نروژی اشاره کرد. امروزه نزدیک به نیمی از مجموعه واژگان و دستور زبان انگلیسی از ریشهٔ ژرمنی است و نیم دیگر را وامواژه‌ها تشکیل می‌دهد. بیشتر این وامواژه‌ها از زبان‌های لاتین، فرانسوی، بخشی از یونانی و دیگر زبان‌ها وارد انگلیسی شده‌اند. زبان انگلیسی باستان شباهت بسیار زیادی به زبان آلمانی باستان داشته است چون انگلیسی زبان ها عمدتاً اقوام ژرمنی بودند که از آلمان وارد بریتانیا شدند و به نوعی زبان آلمانی را می توان مادر زبان انگلیسی دانست.

به دلیل تاثیر بالای نظامی، اقتصادی، علمی، سیاسی و فرهنگی بریتانیا بر جهان پس سدهٔ هجدهم و تاثیر ایالات متحده آمریکا از سدهٔ بیستم میلادی به این سو، این زبان در سطح جهان گسترش یافته و به عنوان زبان دوم، زبان میانجی و زبان اداری در بسیاری نقاط جهان کاربرد پیدا کرده‌است.

زبان انگلیسی به عنوان زبان مادری در کشورهای انگلستان، آمریکا، کانادا، استرالیا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، غنا و بسیاری کشورهای دیگر کاربرد دارد. انگلیسی امروزه از نظر تعداد گویشوَر، پس از چینی و اسپانیایی، سومین زبان جهان است[نیازمند منبع]. تعداد کسانی که زبان مادری‌شان انگلیسی است امروزه ۳۸۰ میلیون نفر است. انگلیسی در بسیاری از کشورها زبان میانجی است و مهم‌ترین زبان دنیا در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی، صنعتی، فرهنگی و علمی در روابط بین‌الملل به شمار می‌آید.

انگلیسی کهن (۱۱۰۰-۴۴۹)
در قرنِ پنجم میلادی، مردمانی از سه قبیله «جوت»، «انگِل» و «ساکسون» که در «شمال‌غرب آلمان»، «دانمارک» و «هلند» امروزی ساکن بودند
به انگلستان یورش بردند و آن سرزمین را تصرف کردند. تا آن زمان مردم بریتانیا یا به عبارت بهتر بریتانیای روم به زبان سِلتی سخن می‌گفتند و البته زبان سِلتی مردم آن به دلیل ۴۰۰ سال اشغال این سرزمین توسط رومی‌ها با لاتین آمیخته شده بود و بسیاری از واژگان لاتین در آن کاربرد داشت.[۵]

پس از اشغال بریتانیا، جوت‌ها در جنوبِ شرقی خاک آن ساکن شدند و در تعامل با زبان‌های محلی، گویش «کِنتی» را بوجود آوردند. ساکسون‌ها هم که در جنوب و جنوبِ غربی سکنی گزیده بودند، گویش «ساکسونِ غربی» را ایجاد کردند.

اَنگل‌هایی که در شمال و مرکزِ انگلستان اقامت گزیده بودند، به ترتیب، گویش‌های «آمبِریای شمالی» و «مِرسیایی» را بوجود آوردند. سینت بید بر این باور بود که انگل‌ها منطقهٔ گسترده‌تری از خاک بریتانیا (نزدیک به تمامی خاک آن) را از آن خود کردند و نام «اِنگلند» (England) از نام همین قبیله گرفته شده‌است. واژهٔ "England" از Engla land به «معنی سرزمین انگل‌ها» (به انگلیسی: Land of the Angles)‏ گرفته شده و English در انگلیسی کهن Englisc بوده‌است. . افزون بر قبیله‌های یادشده، دسته‌هایی از مردمان ساکن فریزیا، نیدرزاکسن، یوتلاند و جنوب سوئد نیز در آن دوران به بریتانیا آمدند.

زبان انگلیسی باستان نخستین گرفته شده از چندین گویش بود که این بازتاب کنندهٔ داشتن چندین سرچشمه برای انگلستان در عهد آنگلوساکسون‌ها است. یکی از این گویش‌ها، ساکسون غربی کهن بود که کم کم بر دیگر گویش‌ها برتری یافت. رزم نامهٔ بئوولف مال همین دوران است. گمان می‌رود که از سدهٔ نهمِ میلادی، گویش ساکسونی، به دلیلِ سلطهٔ پادشاه آلفرد (نخستین شاهِ انگلستان که فردی از قبیلهٔ ساکسون بود)، بر دیگر گویش‌ها برتری یافته باشد و از آن پش به عنوان زبان رسمی این کشور شناخته شده باشد.

انگلیسی باستان، از نظر گویش، بسیار متفاوت از انگلیسی امروزی است. برای نمونه، واژه‌های light و drought، به ترتیب بصورت «لیخت» و «دراخت» تلفظ می‌شد و یا جملهٔ Will you give me your jacket, good man?، چنین ادا می‌شد: Wilt ðu sellan me ðin clæð, godman min? در این دوره شماری واژه، از زبان لاتین، وارد انگلیسی شد که واژگانی چون: altar, mass, priest, psalm, temple, kitchen, palm, pear,... از آن جمله‌اند. شمار کمتری واژه هم از زبان اسکاندیناوی، بوسیلهٔ وایکینگ‌ها که از اواخر سدهٔ هشتم به بعد، کم کم یورش‌هایی به انگلستان نموده و بخش‌هایی را تصرف کرده بودند، وارد این زبان شد. از جملهٔ این واژگان، می‌توان به law, take, cut, both, ill, ugly، اشاره کرد.

انگلیسیِ کهن، گنجینه واژگان غنی نداشت اما، همچون دیگر زبان‌های هند و اروپایی، دستور پیچیده‌ای داشت.

انگلیسی کهن یا باستان با دو دوره یورش روبرو شد. نخست از سوی سخنوران زبان‌های ژرمنی شمالی، در سدهٔ هشت و نه میلادی، هنگامی که هالفن رگناسن و ایوار رگناسن شناخته شده با نام ایوار بی استخوان تصمیم برگرفتن و استعمار منطقه‌های شمالی جزیره‌های بریتانیا گرفتند. بار دوم یورش از سوی سخنوران زبان‌های رومی‌تبار بود. پس از تصرفِ انگلستان به وسیلهٔ نورمن‌ها که در سال ۱۰۶۶ صورت گرفت، کم کم دگرگونی شگرفی در زبان پدید آمد. نورمن کهن در سدهٔ ۱۱ میلادی با یورش نورمن‌ها به انگلستان به آنگلو-نورمن و پس از آن به آنگلو-فرنچ تغییر یافت و دستهٔ نویی از واژگان را وارد زبان کرد، واژگانی که در دولت و دادگاه‌ها کاربرد داشتند.

زبان فرانسوی - به واسطهٔ حکومتِ نورمن‌ها - زبانِ بزرگان و بلندپایگانِ جامعه، و انگلیسیِ کهن، زبانِ عوام و دونپایگان به‌شمار می‌رفت، زبان فرانسوی اثر چشمگیری بر انگلیسی گذاشت. تا پیش از سال ۱۲۵۰، تنها ۹۵۰ واژهٔ نو، بیشتر به دلیل ارتباط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها، وارد زبان انگلیسی شد. اما ناگهان، چون فرانسویان شروع به یادگیری زبان انگلیسی نمودند و واژگانی از زبان خود را وارد زبان مقصد کردند، تعداد بی‌شماری واژه از زبان فرانسوی قرض گرفته شد؛ به گونه‌ای که اکنون یک سوم واژگان زبان انگلیسی، ریشهٔ فرانسوی دارند. گسترش دامنهٔ واژگان با کمک واژه‌های اسکاندیناویایی و نورمنی رویدادی بود که باعث ساده تر شدن دستور زبان انگلیسی شد و این زبان را به زبانی وام‌گیرنده تبدیل کرد (چیزی بیش از پذیرش معمول واژه‌های دیگر زبان‌ها توسط یک زبان).

گویش midland، از سدهٔ چهاردهم، یعنی زمانی که مناطق زیر پوشش این گویش، به مراکز توسعهٔ دانشگاهی، پیشرفت اقتصادی و زندگی اشرافی در انگلستان تبدیل شد، جای خود را به عنوان مهمترین گویش در این دوران، باز کرد و میدلند شرقی گویش مسلط شهر لندن شد. یکی از عواملی که موجب برتری مطلق این گویش شد؛ به گونه‌ای که انگلیسی امروزی، تقریباً شکل تکامل یافتهٔ میدلند شرقی است، نفوذ این گویش به دستگاه‌های حکومتی و مکاتبه‌های دولتی است.

از نوشته‌های پرآوازهٔ دوران انگلیسی میانه می‌توان به حکایت‌های کنتربری از جفری چاوسر اشاره کرد.

انگلیسی مدرن با تجدیدنظر اساسی در دستگاه واژگانی و دستوری خود به زبانی بسیار ساده‌تر از نظر دستوری بدل شده و به سبب وام‌گیری بی حد و مرز از واژگان لاتینی و فرانسه و سپس یونانی، بخش عمده‌ای از واژگان کهن آنگلوساکسون خود از ریشهٔ ژرمنی را وانهاده و بر روی هم نسبت به زبان آلمانی، از همه جهت (آوایی، واژگانی، دستوری) چهرهٔ دیگری یافته‌است. در انگلیسی مدرن نه تنها اسم، که فعل و حرف و نیز بخض عمدهٔ حالت‌های صرفی خود را از دست داده‌اند و از یک زبان صرفی ترکیبگر (به انگلیسی: synthetic inflecting)‏ به زبانی در اساس تحلیلی (به انگلیسی: analytic)‏ بدل شده‌است.


[ شنبه 11 مرداد 1393 ] [ 05:04 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

نام وزارتخانه ها در انگلیسی

نام وزارتخانه ها به زبان انگلیسی

Ministries

وزارتخانه

معادل انگلیسی

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

Ministry of Health, Treatment and Medical Training

وزارت آموزش و پرورش

Ministry of Education

وزارت ارشاد اسلامی

Ministry of Islamic Guidance

وزارت اقتصاد و دارایی

Ministry of Economy and Finance

وزارت اطلاعات

Ministry of Information

وزارت تعاون

Ministry of Cooperation

وزارت دادگستری

Ministry of Justice

وزارت راه و ترابری

Ministry of Roads and Transportation

وزارت کار و امور اجتماعی

Ministry of Labor and Social Affairs

وزارت کشور

Ministry of the Interior

وزارت نفت

Ministry of Oil

وزارت بازرگانی

Ministry of Commerce

وزارت صنایع

Ministry of Industry

 



[ سه شنبه 7 مرداد 1393 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

چرا باید انگلیسی یاد بگیریم؟

[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 06:01 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

ترجمه خیلی چیزا به انگلیسی

افراد خانواده و فامیل به زبان انگلیسی

Persian

English

Persian

English

پدر

father

بابا

dad

ناپدری

stepfather

مادر

mother

مامان

mom/mum

نامادری

stepmother

والدین

parents

پدربزرگ‌ومادربزرگ

grandparents

پدربزرگ

grandfather

مادربزرگ

grandmother

پدر جد

great grandfather

مادر جد

great grandmother

برادر

brother

برادر ناتنی

half-brother

step-brother

برادر خونی

blood brother

خواهر

sister

خواهر ناتنی

half-sister

step-sister

پسر

son

دختر

daughter

نوه (ها)

grandchild(ren)

نوه (مونث)

granddaughter

نوه (مذکر)

grandson

شوهر

husband

شوهر سابق

ex-husband

همسر (زن)

wife

زن سابق

ex-wife

مادرزن/مادرشوهر

mother-in-law

پدرزن/پدرشوهر

father-in-law

خواهرزن،خواهرشوهر، زن برادر

sister-in-law

باجناق، برادرزن، برادرشوهر، شوهرخواهر

brother-in-law

عمو، دایی، شوهرعمه، شوهرخاله

uncle

عمه، خاله، زن دایی، زن عمو

aunt

عمو زاده، دایى زاده، پسرعمو یا دخترعمو، پسردایى یا دختردایى، عمه زاده، خاله زاده

cousin

پسر برادر، پسر خواهر، پسر برادر زن‌ و خواهر شوهر

nephew

دختر برادر، دختر خواهر ...

niece





نام پرندگان به زبان انگلیسی

نام
معادل فارسی
نام
معادل فارسی
eagle
عقاب
canary
قناری
dove
کبوتر، فاخته، قمری
condor
کرکس آمریکایی
sparrow
گنجشک
finch
سهره
hawk
شاهین، قوش
jay
زاغ کبود
pigeon
کبوتر
kingfisher
مرغ ماهیخوار
crow
کلاغ
nightingale
بلبل
falcon
باز، قوش، شاهین
pelican
پلیکان
owl
جغد
quail
بلدرچین
goose
غاز (ماده)
robin
سینه سرخ
hummingbird
مرغ مگس خوار
starling
سار
vulture
کرکس
swallow
پرستو، چلچله
duck
اردک، مرغابی
wren
چکاوک
woodpecker
دارکوب
quail
بلدرچین
turkey
بوقلمون
heron
حواصیل، ماهیخوار
penguin
پنگوئن
stork
لک لک
ostrich
شترمرغ
flamingo
فلامینگو
swan
قو
crane
ماهیخوار
parrot
طوطی
chick
جوجه
peacock
طاووس
rooster
خروس
quail
بلدرچین
hen
مرغ
mynah
مرغ مینا

اسامی ا


عضای نام حیوانات به زبان انگلیسی

نام

معادل فارسی

نام

معادل فارسی

bull

گاو نر

fox

روباه

cow

گاو ماده

bear

خرس

calf

گوساله

polar bear

خرس قطبی

horse

اسب

koala bear

کوالا

mule

قاطر

panda

خرس پاندا

pony

اسب کوتاه

wolf

گرگ

donkey

الاغ

tiger

ببر

sheep

گوسفند

lion

شیر

lamb

بره

leopard

پلنگ

goat

بز

hyena

کفتار

kid

بزغاله

elephant

فیل

pig

خوک، گراز

zebra

گورخر

sow

ماده خوک بالغ

giraffe

زرافه

piglet

بچه خوک

buffalo

بوفالو

cat

گربه

camel

شتر

dog

سگ

raccoon

راکون

mouse

موش

skunk

راسو

bat

خفاش

beaver

سگ آبی

squirrel

سنجاب

boar

گراز نر

chipmunk

سنجاب راه راه

possum

صاریغ

rabbit

خرگوش

kangaroo

کانگورو

moose

گوزن شمالی

porcupine

جوجه تیغی

buck

گوزن نر، خرگوش نر

mole

موش کور

خانواده ب

ه زبان انگلیسی، اسامی

نام شغلها به زبان انگلیسی 

شغل

معادل فارسی

شغل

معادل فارسی

actor

هنرپیشه مرد

actress

هنر پیشه زن

artist

هنرمند

captain

ناخدا

assistant

معاون

demarche

بخشدار

banker

بانکدار

dressmaker

خیاط زنانه

blacksmith

آهنگر

rancher

گله دار

boss

رئیس

gardener

باغدار

brigadier

سرتیپ

muezzin

موذن

caretaker

سرایدار

cameleer

ساربان

clerk

کارمند

cook

آشپز

coach

مربی

dentist

دندانپزشک

colonel

سرهنگ

carpenter

نجار

diver

غواص

rancher

چوپان

doctor

پزشک

house maker

خانه دار

doorkeeper

دربان

council

شورا

fireman

آتش نشان

writer

نویسنده

fisherman

ماهیگیر

waiter

گارسون

greengrocery

سبزی و میوه فروش

professor

استاد

guard

نگهبان

seller

فروشنده

guard man

مرد پاسدار

glassmaker

شیشه ساز

headmaster

مدیر مرد

headmistress

مدیر زن

judge

قاضی

housewife

زن خانه دار

lawyer

وکیل

painter

نقاش ساختمان

worker

کارگر

boatman

قایقران

mayor

شهردار

street sweeper

رفتگر

miner

معدنچی

minister

وزیر

nurse

پرستار

pilot

خلبان

officer

افسر

barber

آرایشگر مرد

photographer

عکاس

clergyman

روحانی

plumber

لوله کش

specialist

متخصص

player

بازیگر

footballer

بازیکن فوتبال

porter

باربر

butcher

قصاب

president

رئیس جمهور

watchmaker

ساعت ساز

prime minister

نخست وزیر

grocer

بقال

psychologist

روانشناس

operator

تلفنچی

reporter

خبر نگار.گزارشگر

merchant

تاجر

retired

بازنشسته

optician

عینکساز.چشم‌پزشک

sculptor

مجسمه ساز

calligrapher

خوشنویس، خطاط

sergeant

گروهبان

forester

جنگلبان

shopkeeper

مغازه دار

teacher

معلم

singer

خواننده

engineer

مهندس

soldier

سرباز

driver

راننده

speaker

سخنران

decorator

آرایشگر زن

surgeon

جراح

army

نظامی

tailor

خیاط مردانه

baker

نانوا

tiller

سفالگر

governor

فرماندار

tourist

جهانگرد

student

دانش آموز

welder

جوشکار

repairman

تعمیرکار

 

 

farmer

کشاورز

 اعضای فامیل به زبان انگلیسی



[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

جمع بندی زبان کنکور

[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 05:53 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

روش مطالعه درس زبان انگلیسی + منابع پیشنهادی

روش مطالعه درس زبان انگلیسی + منابع پیشنهادی
 
کاری از جناب محمد کاظم میدانی

 

 

 
به نام خدا 

در مورد درس زبان اغلب دو دستگی بین افراد وجود داره …کسانی که زبان رو خوب کار کردند و با بهره بردن از کلاس زبان و کار با کتاب های مختلف درصد بالایی رو از همون ابتدا کسب می کنند و دسته ای که تنها در کلاس های مدرسه شرکت کردند و از آغاز شروع برای کنکور درصد بالایی کسب نمی کنند و وقت زیادی رو برای درس زبان می گذارند تا به درصد مناسبی برسند. دسته ی اول کافیست که نسبت به زبان کنکور غفلت نشان ندهند و روی اون خوب کار کنند چرا که توجه به نقطه ی قوت خیلی مهمه اما روی سخنم بیشتر با دسته ی دوم هست. 

 

زبان کنکور شامل 4 سوال گرامر ، 8  سوال لغت ، یک کلوز 5تایی و دو متن 4سوالی هست. برای گرامر زبان بهره بردن از یک معلم خوب یا یک کتاب خوب که به خوبی گرامر و مهم تر از اون نحوه ی پاسخ گویی به این سوالات رو آموزش بده ، خیلی میتونه کمک بکنه و  در این صورت میتونه از آسون ترین سوالات زبان برای شما باشه . در مورد 8 سوال لغت هم معمولا 7 سوال کاملا در سطح کلمات کتاب درسی و یک سوال کمی بالاتر از این سطح هست. بنابراین اولویت کاری تسلط بر تمامی لغات کتاب های دبیرستان هست که این کار نیاز به مرور مداوم و مهم تر از اون زدن تست های مربوط به درس هاست تا ببینید فلان کلمه چگونه در جمله ظاهر میشه. برای زدن تست گرامر و لغت این سوال پیش میاد که معمولا تست های این دو مبحث در کتاب های تست جامع زیاد هستند ! روشی رو که خودم پیاده کردم و کمکم کرد این بود که 10 تست از هر درس رو در هر نوبت میزدم. برای مثال گرامر درس 1 پیش رو تا سوال 30 رسیده بودم ، الان از 31 تا 40 رو کار میکردم…درس 2 را تا سوال 20 زده بودم ، الان 21 تا30 و… همچنین برای لغت. ( منبع پیشنهادی :‌ جامع مبتکران-شبقره-گاج)

 

متن کلوز در واقع سخت ترین سوالات زبان هستند به خصوص اگر با متن سختی رو به رو شده باشید. من تقریبا همیشه کلوز در آزمون ها پای ثابت غلط هام بود ! و اگر آزمونی رو 100 میزدم به این معنی بود که کلوز آسونی داشته ! یکی از دلایلشم عجله بود که سریع به سوالات جواب بدم اما با تغییر روشی که معلمم گفته بود تا حد زیادی غلط هام کم شد . روش این بود که با کلوز ابتدا مثل یه متن ریدینگ برخورد کنیم و تا آخر بخونیم تا با محتوا و مفهوم کلی متن آشنا بشیم بعد برگردیم و با اون مثل سوالات لغت و گرامر برخورد کنیم…یعنی  برای پاسخ یه سوال لغت به گزینه ها نگاه نکنیم و ابتدا لغتی که میتونیم بذاریم رو تصور کنیم و بعد به گزینه ها نگاه کنیم و گزینه ی مناسب رو انتخاب کنیم و در مورد گرامر ابتدا به گزینه ها نگاه کنیم تا گرامر مورد نظر رو بفهمیم و بعد با توجه به متن گزینه را انتخاب کنیم. 

 
در مورد متن در ابتدای کار زیاد وارد نبودم و شاید متن رو خوب نمی فهمیدم ولی بعد از خوندن متن های متعدد از کتاب های مختلف تونستم به سرعت لازم برسم و معنی کلی متن رو درک کنم. اگر شما نمیتونید متن رو ترجمه کنید باید بدونید که نیازی به ترجمه ی کامل متن نیست ولی خب باید تا حد خوبی دایره ی لغاتتون خوب باشه …ولی این دایره ی لغت در حد کلمات کتاب کافی است و میشه با اونا به سوالات متن پاسخ داد….اما در مورد متن و کلوز تمرین خیلی مهمه چون پاسخ گویی به اونا یه مهارته و باید مهارتتون رو بالا ببرید … با متن های مختلف کلنجار برید …اگه مشکل زیادی دارید در ابتدا اصلا به زمان توجه نکنید و سعی کنید جمله به جمله متن رو پیش برید ولی بعد از مدتی می فهمید که نیازی نیست که کلمه به کلمه ی متن رو بلد باشید تا به سوالاتش پاسخ بدین . برای تمرین متن و کلوز هم میتونید از متن ها و کلوز های کنکورهای سال های قبل یا سوالات تالیفی مشابه استفاده کنید و با توجه به نیازتون به طور منظم کار کنید( برای مثال خود من دو بار در هفته تقریبا استفاده میکردم و روزای آخر تقریبا هر روز !) . ( منبع پیشنهادی : درک مطلب مبتکران- و نترسیم از متن شبقره)
 

برای کسانی که درصد خیلی بالایی میخوان و نمیخوان این درصد رو از دست بدهند یه پیشنهاد دارم…از اونجایی که مهمترین چیز در زبان دایره ی لغت بالا هست ، کلمات خارج از کتابی را چند بار در متن ها و کلوز ها دیدین ، معنیش را پیدا کنید و در کنار کلمات کتاب های درسی حفظ کنید. 

 

محمد کاظم میدانی
تابستان 93



[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

نام وزارتخانه ها به زبان انگلیسی Ministries

نام وزارتخانه ها به زبان انگلیسی

Ministries

وزارتخانه

معادل انگلیسی

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

Ministry of Health, Treatment and Medical Training

وزارت آموزش و پرورش

Ministry of Education

وزارت ارشاد اسلامی

Ministry of Islamic Guidance

وزارت اقتصاد و دارایی

Ministry of Economy and Finance

وزارت اطلاعات

Ministry of Information

وزارت تعاون

Ministry of Cooperation

وزارت دادگستری

Ministry of Justice

وزارت راه و ترابری

Ministry of Roads and Transportation

وزارت کار و امور اجتماعی

Ministry of Labor and Social Affairs

وزارت کشور

Ministry of the Interior

وزارت نفت

Ministry of Oil

وزارت بازرگانی

Ministry of Commerce

وزارت صنایع

Ministry of Industry

 



[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 08:59 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

The Elevator


The Elevator

آسانسور

An Amish boy and his father were in a mall. They were amazed by almost everything they saw, but especially by two shiny, silver walls that could move apart and then slide back together again.

The boy asked, "What is this, Father?" The father (never having seen an elevator) responded, "Son, I have never seen anything like this in my life, I don't know what it is."

While the boy and his father were watching with amazement, a fat, ugly old lady moved up to the moving walls and pressed a button. The walls opened, and the lady walked between them into a small room.

The walls closed, and the boy and his father watched the small numbers above the walls light up sequentially.

They continued to watch until it reached the last number, and then the numbers began to light in the reverse order.

Finally the walls opened up again and a gorgeous 24-year-old blond stepped out.

The father, not taking his eyes off the young woman, said quietly to his son, "Go get your mother.

 

پسر وپدر شهر ندیده ای داخل یك فروشگاهی شدندتقریبا همه چیز باعث شگفتی آنها می شد مخصوصا دو تا دیوار براق و نقره ای كه می تونست از هم باز بشه و دوباره بسته بشه.پسر می پرسه این چیه.پدر كه هرگزچنین چیزی را ندیده بود جواب داد :پسر من هرگز چنین چیزی تو زندگی ام ندیده ام نمی دونم چیه.در حالی كه داشتند با شگفتی تماشا می كردن خانم چاق و زشتی به طرف در متحرك حركت كرد و كلیدی را زد در باز شد زنه رفت بین دیوارها تویه اتاقه كوچیك در بسته شد و پسر وپدر دیدند كه شماره های كوچكی بالای لامپ هابه ترتیب روشن میشن.آنها نگاشون رو شماره ها بود تا به آخرین شماره رسیدبعد شماره ها بالعكس رو به پایین روشن شدند سرانجام در باز شد و یه دختر 24ساله خوشگل بوراز اون اومد بیرون .پدر در حالیكه چشاشو از دختربرنمی داشت آهسته به پسرش گفت :برو مادرت بیار

 




[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

کاربرد بعضی از حروف اضافه


inon or at ?

on Summer یا  at Summer  یا in Summer

در زیر موارد استفاده هر کدام از این سه حرف اضافه آمده است.

مثال

in

in 1998

سالها

in the 19th century

قرنها

in the morning , in the night (at night)

قسمتهای مختلف روز بجز شب

in the 1990s

دهه‌ها

in summer

فصول سال

in October

ماههای سال

مثال

on

on January 1, on May 2, 2004

 تاریخ      

on Monday, on Sunday evening

روزهای هفته

on my birthday, on Christmas Day

روزهای خاص

مثال

at

at 7:00, at midnight (12:00)

زمان

at Christmas, at Easter

تعطیلات

مثال

هیچ حرف اضافه‌ای با این کلمات و ترکیبات به‌کار نمی‌رود

one year ago

ago

I'm going to see a movietonight.

tonight, this morning, this afternoon, etc.

See you tomorrow.

tomorrow, tomorrow afternoon, etc.

I didn't go to schoolyesterday

yesterday, yesterday morning, etc.

I was in Japan last year.

expressions with last or next

 



[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

کاربردها و تفاوتهای any و every


 از هر دوی اینها می‌توان برای صحبت کردن کلی درباره‌ی اعضای یک طبقه یا گروه استفاده کرد.

Any/Every child can learn to swim.

 

اما معنای این دو کاملاً شبیه هم نیست. کلمه any به یک چیز در یک زمان اشاره دارد، یعنی "هرکدام که شما انتخاب می‌کنید" مثلاً "این یکی یا اون یکی، یا یکی دیگه" (فقط یک چیز). ولیevery به چند چیز باهم اشاره دارد و معنی آن به معنی کلمه all نزدیک است. (این یکی و اون یکیو اونای دیگه).

به مثالهای زیر توجه کنید:

Which newspaper would you like? ~ It doesn't matter. Any one.

(این یکی، یا اون یکی یا یکی دیگه. فرقی نمیکنه.)

براش فرقی نمیکنه کدوم روزنامه باشه: این روزنامه یا اون روزنامه

On the stand there were newspapers and magazines of every kind.

توی دکه همه نوع روزنامه و مجله‌ای وجود داشت.



[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]