تبلیغات
تدریس خصوصی زبان انگلیسی

بازی هنگ من برای یادگیری واژگان

[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

IELTS Reading: 6 tips


IELTS Reading: 6 tips

How can you improve your reading? Here are 6 tips:

  1. If you want to improve your reading, the first thing to do is read a lot. There are no shortcuts or secret techniques; you will only improve with time and practice.
  2. Anything you read in English is good practice, so read about subjects that interest you. Try to enjoy reading in English.
  3. English is the most used language on the Internet. Whenever you search for information on the net, try searching in English first.
  4. Remember that "understanding is not the same as using". Keep a notebook with useful words and phrases that you find when youre reading, and try using them in your own sentences.
  5. Apart from reading things that interest you, you also need to read lots of IELTS passages. If youve done all of the tests in the Cambridge books, read the passages again without doing the questions. Use a dictionary, take notes, and try to fully understand each passage.
  6. Another way to use the Cambridge tests is to look at the correct answers to each question first. Your task is to find out why those answers are correct by analysing the passage carefully and finding the keywords.

Im sure you can think of other suggestions. Be creative with your reading practice, try to enjoy the learning process, and trust that you will improve if you persist.



[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 07:03 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

quotations

 



At least 5 people in this world love you so much they would die for youحداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرندAt least 15 people in this world love you, in some wayحداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارندThe only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like youتنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشدA smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like youیک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود،
حتی کسانی که ممکن است تو را دوست نداشته باشند
Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleepهر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کندYou are special and unique, in your own wayتو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستیSomeone that you don't know even exists, loves youیک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستیWhen you make the biggest mistake ever, something good comes from itوقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود
When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند احساس بهتری خواهی داشت
If you have great friends, take the time to let them know that they are greatوقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند



[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟

سریع خوانی معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه)سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز ایناستراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.  حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند. وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن رابصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.   • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود   (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است.      اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متنیا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن)   به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید. به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر  نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان

انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا به زبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را   افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید. چگونه بخوانیم؟ در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود

: 1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یککلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی at به جای on استفاده شده است و یا چرا از زمان  حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر درجمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان  بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟

اگرمطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا درذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید. 

3- هر جا لازم است(و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد. اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را  در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط  بکشید تا بعداً بهآنها رسیدگی کنید. نکته‌ی مهم  دیگری که  باید به آنهاتوجه کنید این است که شما مجبور نیستید  که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به  این روش نسبتاً خسته کنندهاست، بنابراین اگر بعد از یک  مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.




[ شنبه 28 تیر 1393 ] [ 06:42 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

ترتیب قرارگیری صفت ها در جمله


چنانچه بخواهید از بیش از یک صفت در جمله  استفاده کنید باید به ترتیب زیر عمل کنید.

نکته: اغلب در جمله بیش از سه صفت استفاده نمی شود.

1. نظر و عقیده

مثال: an interesting book, a boring lecture

2. ابعاد

مثال: a big apple, a thin wallet

3. سن

مثال: a new car, a modern building, an ancient ruin

4. شکل

مثال: a square box, an oval mask, a round ball

5. رنگ

مثال: a pink hat, a blue book, a black coat

6. خاستگاه، ملیت

مثال: some Italian shoes, a Canadian town, an American car

7. جنس

مثال: a wooden box, a woolen sweater, a plastic toy

در اینجا چند مثال از اسم هایی بیان شده است که سه صفت برای توصیف هر یک مورد استفاده قرار گرفته است. دقت داشته باشید که صفت ها توسط ویرگول از یکدیگر جدا نشده اند.

  • A wonderful old Italian clock.
  • A big square blue box.
  • A disgusting pink plastic ornament.
  • Some slim new French trousers.

صفت های زیر را در محل صحیح خود قرار دهید.

  • book interesting - small - Spanish

  • picture modern - ugly - rectangular

  • opinion old - boring - American

  • apple ripe - green - delicious

  • suit woolen - large - black

  • house beautiful - modern - small

  • magazine German - slender - strange

  • cap cotton - funny - green



[ شنبه 21 تیر 1393 ] [ 05:29 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

جمله واره های موصولی تعریف کننده و غیر تعریف کننده

از جمله واره های ربطی و موصولی برای ایجاد و ارائه اطلاعات بیشتر در جمله استفاده می شود. این اطلاعات می تواند تعریف یک چیز (جمله واره تعریف کننده) باشد یا ارائه دهنده اطلاعات غیر ضروری اضافه شده به جمله (جمله واره غیر تعریف کننده) باشد

جمله واره های موصولی را می توان به اشکال زیر معرفی کرد


  • یک ضمیر موصولی: who (whom), which, that, whose

  • بدون ضمیر موصولی

  • where, why and when به جای ضمیر موصولی

  • در زمان استفاده از ضمایر موصولی باید به نکات زیر توجه کرد.

    • آیا ضمیر موصولی به فاعل اشاره دارد یا به مفعول یا به حالت ملکی؟

    • آیا به یک شخص اشاره دارد یا به یک شیء؟

    • آیا جمله واره مورد اشاره یک جمله واره تعریف کننده است یا غیر تعریف کننده؟

    • نکته: از جمله واره های موصولی هم در زبان محاوره ای استفاده می شود و هم در زبان نوشتاری. ولی گرایش مرسوم برای استفاده از جمله واره های موصولی غیر تعریف کننده در زبان نوشتاری است تا زبان محاوره ای.

      تشخیص جمله واره های موصولی تعریف کننده و غیر تعریف کننده

      Defining Relative Clauses جمله واره های موصولی تعریف کننده

      اطلاعات ارائه شده در جمله واره موصولی تعریف کننده برای درک مفهوم جمله حیاتی است.

      Example: The woman who lives in apartment No. 34 has been arrested.

      زنی که در آپارتمان شماره 34 زندگی می کند، دستگیر شده است.
      The document that I need has 'important' written at the top

      بر روی سندی که نیاز دارم نوشته شده است "مهم".

      هدف جمله واره های موصولی تعریف کننده (Defining Relative Clause) مشخص کردن کسی یا چیزی است که در موردش صحبت می کنیم. بدون داشتن این جمله واره درک صحیح جمله امکان پذیر نیست.

      Example: The house is being renovated.

      خانه بازسازی شده است.

      در این مثال معلوم نیست که کدام خانه بازسازی شده است.

      Non-defining Relative Clauses جمله واره های موصولی غیر تعریف کننده

      جمله واره های موصولی غیر تعریف کننده اطلاعات جالبی را به جمله اضافه می کنند که برای درک مفهوم جمله ضروری نیستند.

      Example: Mrs. Jackson, who is very intelligent, lives on the corner.

      خانم جکسون که بسیار باهوش است در گوشه (خیابان) زندگی می کند.

      علامت گذاری اینگونه جمله واره ها برای درک مفهوم صحیح ضروری است. در جمله واره های تعریف کننده که در وسط جمله می آید یک ویرگول قبل از جمله واره و ویرگول دیگری پس از آن قرار داده می شود.اگر این جمله واره در انتهای جمله قرار گیرد تنها یک ویرگول قبل از جمله واره قرار می گیرد.

      نکته: در جمله واره های موصولی تعریف کننده هیچ ویرگولی در جمله قرار داده نمی شود.

      ضمیرهای موصولی که به عنوان فاعل جمله واره های موصولی تعریف کننده قرار می گیرند

      Example: Children who (that) play with fire are in great danger of harm.

      بچه هایی که با آتش بازی می کنند، در معرض خطر بزرگی هستند.


      The man who bought all the books by Hemingway has died.

      مردی که تمامی کتاب های ارنست همینگوی را خریده بود، درگذشت.

      بطور کلی who و which در زبان انگلیسی نوشتاری مصطلح تر هستند، در حالیکه that در زبان گفتاری مصطلح تر است.

      ضمیرهای موصولی که به عنوان مفعول جمله واره های موصولی تعریف کننده قرار می گیرند

      Example: That's the boy (ø , that, who, whom) I invited to the party.

      او پسری است که به مهمانی دعوت کرده بودم

      There's the house (ø, that, which) I'd like to buy.

      خانه ای که می خواهم بخرم آنجااست.

      ضمیر موصولی که به عنوان حالت ملکی در یک جمله واره موصولی تعریف کننده مورد استفاده قرار می گیرد.

      Example: He's the man whose car was stolen last week.

      او مردی است که اتومبیلش هفته گذشته به سرقت رفت.

      They were sure to visit the town whose location (OR the location of which) was little known

      آنها مطمئن بودند که از شهری ملاقات خواهند کرد که محلش زیاد شناخته شده نبود.

      نکته - پس از کلمات all, any(thing), every(thing), few, little, many, much, no(thing), none, some(thing) و پس از صفت ها و قیدهای عالی بهتر است از that به جای which استفاده کنیم.

      Example: It was everything (that) he had ever wanted.

      این تمام آن چیزی بود که خواسته بود.

      There were only a few (that) really interested him.

      تنها موارد اندکی بودند که توجه او را به خود جلب کرده بودند.

      ضمیرهای موصولی که به عنوان فاعل یک جمله واره موصولی غیر تعریف شده مورد استفاده قرار می گیرند.

      Example: Frank Zappa, who was one of the most creative artists in rock 'n roll, came from California.

      فرانک زاپا که یکی از خلاق ترین هنرمندان سبک راک اند رول بود اهل کالیفرنیا بود.

      Olympia, whose name is taken from the Greek, is the capitol of Washington State.

      المپیا که نامی برگرفته از زبان یونانی است مرکز ایالت واشنگتن است.

      ضمیرهای موصولی که به عنوان مفعول جمله واره موصولی غیرتعریف شده مورد استفاده قرار می گیرند.

      Example: Frank invited Janet, who (whom) he had met in Japan, to the party.
      Peter brought his favorite antique book, which he had found at a flee market, to show his friends.

      نکته - از that نمی توان در جمله واره غیر تعریف شده استفاده کرد.

      ضمیرهای موصولی که به عنوان حالت ملکی در یک جمله واره موصولی غیر تعریف شده مورد استفاده قرار می گیرند.

      Example: The singer, whose most recent recording has had much success, signing autographs.
      The artist, whose name he could not remember, was one of the best he had ever seen.

      In non-defining relative clauses, which can be used to refer to an entire clause.

      نکته - در جمله واره های موصولی غیر تعریف شده از which می توان برای ارجاع به یک جمله کامل استفاده کرد.

      Example: He came for the weekend wearing only some shorts and a t-shirt, which was a stupid thing to do.

      پس از اعداد و کلماتی چون manymostneithersome پیش از whom و which در جمله واره های موصولی غیر تعریف شده ازof استفاده می شود.

       Example: Many of those people, most of whom enjoyed their experience, spent at least a year abroad.

       Dozens of people had been invited, most of whom I knew.

      استفاده از where, why, when - کاربرد جمله واره های موصولی و حروف اضافه

      Where, برای رجوع به محل, why, برای رجوع به دلیل انجام, and when,برای رجوع به زمان انجام,را می توان به جای ضمیر موصولی پس از اسم مورد استفاده قرار داد.

      در تعریف جمله واره های تعریف کننده when و why را بر خلاف where می توان حذف کرد.

      Example: I'd like to know the reason (why) he decided not to come.
      February is the month (when) many of my colleagues take skiing holidays.

      ولی She always had wanted to go to a place where she could speak her native tongue.

      When, where and why در جمله واره های غیرتعریف شده حذف نمی شوند.

      Example: I come from the Seattle area, where many successful companies such as Microsoft and Boeing are located, and I often go home during the summer.
      He likes shopping between one and three, when most people are at home, because of the relative calm.

      نکته - در زمان مکالمه اغلب اوقات ضمیرهای موصولی را حذف می کنیم.

      whom حالت رسمی تری دارد و اغلب در متن های نوشتاری مورد استفاده قرار می گیرد.

      ضمیرهای موصولی و حروف اضافه

      در زبان غیررسمی می توان حروف اضافه را پیش از ضمیر موصولی مورد استفاده قرار داد. ولی حالت معمول تر آن این است که حرف اضافه در پایان جمله واره قرار گیرد، مخصوصاً زمانی که زبان مورد استفاده گفتاری است نه نوشتاری.

      Example: John Robbins, whom I spoke to by telephone, instructed me to buy 200 shares of WAKO.

      رسمی
      The Ritz, which was stayed at in New York, was extremely expensive.

      جمله واره های موصولی تعریف کننده

      Example: The banker to whom I gave my check was quite friendly. - رسمی
      The woman I talked to was very pleasant indeed. - غیررسمی
      The book which I received for my birthday was excellent. - رسمی
      The car he drove was really fast. - غیررسمی

      جمله واره های موصولی غیرتعریف کننده

      Example: The bank manager, to whom he addressed his complaints, was very unhelpful. - رسمی.
      The local branch manager, who I talked to about my problems, was very helpful. - غیررسمی



    [ شنبه 21 تیر 1393 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    مرجع افعال چند قسمتی(Phrasal Verbs)


    لیستی که در پایین آمده است گروهی از افعال مرکب را به همراه توضیح آن در بر می گیرد. به خاطر داشته باشید که انگلیسی زبانان در زبان محاوره ای بیشتر از افعال مرکب استفاده می کنند و افعال تک بخشی (مانند "investigate" به جای "look into" را در متن های نوشتاری مورد استفاده قرار می دهند.
     

    به خاطر داشته باشید که افعال ستاره دار (*) جدا نشدنی هستند و حرف اضافه بلافاصله باید پس از بخش اصلی فعل قرار گیرد. به عنوان مثال:  I called on Dan درست است نه !I called Dan on . افعالی که ستاره دار نیستند افعال جداشدنی هستند که در آنها حروف اضافه یا بلافاصله پس از فعل قرار می گیرد یا پس از مفعول جمله، به عنوان مثال: I brought the children up یا I brought up the children هر دو درست هستند.

    نکته مهم

    به خاطر داشته باشید که در مورد افعال جداشدنی چنانچه مفعول جمله یک حرف اضافه باشد باید در بین بخش اصلی فعل و حرف اضافه قرار گیرد (I brought them up درست است نه I brought up them).

    A
    Ask out
    دعوت از یک خانم یا آقا برای قرار ملاقات 
     

    B
    Bring about
    موجب شدن

    Bring up
    1- تربیت بچه ها 2- مطرح کردن یک موضوع
     

    C
    Call back
    جواب تماس تلفنی کسی را دادن

    Call in
    دعوت برای حضور در یک محل رسمی برای امری خاص

    Call off
    لغو کردن

    Call on*
    1-ملاقات کردن  2-در کلاس درس از شاگرد سؤال پرسیدن

    Call up
    تماس تلفنی برقرار کردن

    Catch up (with)*
    به سطح کسی رسیدن

    Check in*
    در هتل ثبت اطلاعات کردن

    Check into*
    تحقیق کردن

    Check out
    1- از کتابخانه کتاب گرفتن 2- تحقیق کردن

    Cheer up
    شاد کردن یا بخشیدن حسی خوب به کسی یا گروهی از افراد

    Clean up
    تمیز و مرتب کردن

    Come across*
    یافتن شانس انجام کاری

    Cross out
    خط زدن

    Cut out
    کار آزار دهنده ای را متوقف کردن
     

    D
    Do over
    تکرار کردن

    Drop by*
    سرزدن

    Drop in (on)*
    سرزدن

    Drop off
    چیزی یا کسی را در محلی گذاشتن

    Drop out (of)*
    ترک درس و مدرسه کردن


    F
    Figure out
    یافتن پاسخ منطقی برای یک سؤال یا مسئله

    Fill out
    فرمی را تکمیل کردن

    Find out
    پی بردن به اطلاعات
    Get along (with)*
    یک رابطه خوب داشتن

    Get back (from)
    1- از جایی برگشتن 2- دوباره دریافت کردن

    Get in, get into*
    1- داخل ماشین شدن 2- وارد شده یا رسیدن به یک محل

    Get off*
    از یک وسیله نقلیه خارج شدن یا پیاده شدن

    Get on*
    ورود به یک وسیله نقلیه

    Get out of*
    1- از یک وسیله نقلیه خارج شدن 2- از یک عمل ناخوشایند جلوگیری کردن

    Get over*
    بهبود یافتن از بیماری

    Get through*
    خاتمه دادن

    Get up*
    از روی تخت یا صندلی بلند شدن

    Give back
    چیزی راب ه کسی بازگرداندن

    Give up
    انجام کاری را متوقف کردن

    Go over*
    مرور یا کنترل کردن

    Grow up*
    رشد سنی کردن و به بلوغ رسیدن


    H
    Hand in
    تکلیف درسی را تحویل استاد دادن

    Hang up
    1- یک مکالمه تلفنی را قطع کردن 2- لباسی را آویزان کردن

    Have on
    پوشیدن

    K
    Keep out (of)
    وارد نشدن

    Keep up (with)*
    در یک موقعیت یا سطح ماندن

    Kick out (of)
    کسی را وادار به ترک محلی کردن

    L
    Look after*
    مراقبت کردن

    Look into*
    تحقیق کردن

    Look out (for)*
    مراقب بودن

    Look over
    مرور یا کنترل کردن

    Look up
    در یک کتاب مرجع به دنبال اطلاعات گشتن

    M
    Make up
    1- ساختن 2- کار قدیم را انجام دادن
     

    N
    Name after
    اسم کسی را برای بچه انتخاب کردن
     

    P
    Pass away*
    مردن

    Pass out
    1- توزیع کردن 2- بیهوش شدن

    Pick out
    انتخاب کردن

    Pick up
    1- کسی را از محلی برداشتن 2- دست کسی را گرفتن

    Point out
    توجه کسی را جلب کردن

    Put away
    چیزی را در جایی خاص به کناری گذاشتن

    Put back
    به موقعیت قبلی باز گشتن

    Put off
    به تعویق انداختن

    Put on
    پوشیدن

    Put out
    سیگار یا آتش را خاموش کردن

    Put up with*
    تاب آوردن، تحمل کردن


    R
    Run into
    اتفاقی با کسی برخوردن

    Run across
    اتفاقی یافتن

    Run out (of)
    تمام شدن مایحتاج
     

    S
    Show up*
    ظاهر شدن و مطرح شدن

    Shut off
    یک ماشین، وسیله یا لامپ را از کار نگاه داشتن
     

    T
    Take after*
    به یاد آوردن

    Take off
    1- در آودن لباس 2- به مسافرت رفتن 3- (هواپیما) بلند شدن از زمین

    Take out
    1- کسی رابیرون بردن 2- حذف کردن

    Take over
    کنترل چیزی را بدست گرفتن

    Take up
    یک فعالیت جدید را شروع کردن

    Tear down
    خراب کردن و با خاک یکسان کردن

    Tear up
    به اجزاء کوچکتر تقسیم کردن

    Think over
    در نظر گرفتن

    Throw away
    دور ریختن و خلاص شدن

    Throw out
    دور ریختن

    Throw up
    استفراغ کردن

    Try on
    پرو کردن لباس

    Turn down
    درجه چیزی را کم کردن

    Turn in
    1- تحویل پروژه درسی 2- به رختخواب رفتن

    Turn off
    خاموش کردن یک ماشین یا لامپ

    Turn on
    روشن کردن ماشین یا لامپ

    Turn out
    چراغ را خاموش کردن

    Turn up
    تشدید کردن، زیاد کردن



    [ یکشنبه 15 تیر 1393 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    اصطلاح عامیانه go jump in the lake - معنی فارسی ، توضیح و عكس


    [تصویر:  go-jump-in-a-lake.jpg]

    این از اون اصطلاحات عامیانه است كه اصلا مودبانه نیست و نباید تو هر موقعیتی ازش استفاده كنید! 
    وقتی كه كسی اذیت می كنه و میخواین بهش بگین كه بره و اینقدر اذیت نكنه از اصطلاح go (and) jump in the lake استفاده  می كنیم كه معادلش میشه : برو گمشو...

    go (and) jump in the lake **informal      
    a rude way of telling someone to go away and stop annoying you 


        He just wouldn't leave me alone, so finally I told him to go jump in the lake



    [ پنجشنبه 12 تیر 1393 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    بازهم اصطلاحات باحال

    چه پر رو
    so cheeky!

    ولم کن
    let go of me 

    بزن تو رگ
    . Dig in! 

    چه آدمهایی پیدا میشن؟
    what people 

    حسابی صفا کردم.
    I painted the twon red 

    زندگیت بر فناست.
    your whole life is a waste 

    این برداشت شماست.(من این طور فکر نمی کنم)
    This is the impression you got 

    اهل دله
    . He is a fun sucker 

    حالش رو بگیر
    . Give it to him
    ویرایش توسط 41195832974 : 11-12-03 در ساعت 09:59


    [ پنجشنبه 12 تیر 1393 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی


    9501) They will never go in double harness
    9502) ابشان توی یک جوی نمیره

    9503) They worked in a factory, didn't they?
    9504) آنها در یك كارخانه كار می كردند، مگرنه؟

    9505) They're all in the same boat
    9506) همه ی انها این وضع رو دارند

    9507) thick skull
    9508) کله پوک

    9509) thieves
    9510) دزد ها

    9511) Things not what they used to be
    9512) چیزها دیگه اون طور که بودن نیستن

    9513) Things past can not be recalled
    9514) اب رفته به جوی نیاید.

    9515) Think about you all the time
    9516) همش به تو فکر می کنم

    9517) Think it over
    9518) در باره ش فکر کن.

    9519) think of
    9520) فكر كردن درباره

    9521) Third time lucky.
    9522) تا سه نشه بازی نشه

    9523) This blinding silence
    9524) این سکوت کور کننده

    9525) This book is the largest book in the library.
    9526) این كتاب بزرگترین كتاب در كتابخانه است

    9527) This car is as expensive as that car.
    9528) این اتومبیل به گرانی آن اتومبیل است

    9529) This car is the most expensive car in our town.
    9530) این اتومبیل ، گران ترین اتومبیل در شهر ماست

    9531) This fight he cannot win
    9532) این جنگیست که او هرگز پیروز نخواهد شد

    9533) This girl is very fat
    9534) این دختر خیلی چاق است

    9535) This house is newer than that house.
    9536) آین خانه جدیدتر از آن خانه است

    9537) This is a parasitic disease
    9538) این یك بیماری انگلی است.

    9539) This is a red car
    9540) این یك اتومبیلِ قرمز است

    9541) this is the limit
    9542) دیگر شورش در آمده

    9543) This is way over my head
    9544) عقلم دیگه قد نمی دهد

    9545) This lesson will be learned tomorrow.
    9546) این درس فردا یادگرفته خواهد شد

    9547) This might get you into trouble
    9548) این ممکنه باعث دردسر بشه

    9549) This pain is just too real
    9550) این درد خیلی کاریه


    [ پنجشنبه 12 تیر 1393 ] [ 12:47 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    سوالات کنکور ریاضی گروه آزمایشی ریاضی 93

    [ یکشنبه 8 تیر 1393 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    کتاب مناسب برای اونایی که نمره آیلتس شون بین 3تا 4 ( مهارت خواندن)

    برای دانلود اینجا کلیک کنید


    [ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    کتاب آمادگی آزمون آیلتس مهارت خواندن

    برای دانلود اینجا کلیک کنید 


    [ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    چقدر زمان برای آمادگی برای امتحان آیلتس نیاز هست؟

    یکی از سوالات متداول زبان آموزان از کارشناسان آموزش زبان زمان مورد نیاز برای آمادگی امتحانات بین المللی زبان است.  بیشتر افرادی كه برای آزمون IELTS اقدام می نمایند، سعی می كنند با توجه به سایر برنامه ریزی های خود، دقیقا زمان لازم و كافی برای آمادگی این آزمون را نیز تعیین كرده تا با صرف وقت مناسب بهترین نتیجه را بگیرند

    البته هیچ گاه نمی توان یك نسخه را برای همه ی اشخاص پیچید و توانایی های هر فرد نیز بسته به سابقه ی یادگیری زبان و ... متفاوت می باشد، اما با این حال داوطلبان آزمون IELTS می توانند با توجه به چند نكته ای كه در ادامه آورده ایم زمان حدودی خود را برای رسیدن به آمادگی خوب محاسبه نمایند:

    1-  
    با اینكه آزمون IELTS، آزمونی به مراتب دشوار در حوزه زبان انگلیسی می باشد، افراد فراوانی با سطح زبان پایین تر نیز برای موفقیت در این آزمون تلاش می كنند. این افراد بهتر می باشد ابتدا به صورت فشرده زبان عمومی (General English) خود را تقویت كنند و سپس به سمت مهارت در انواع سوالات آیلتس بروند. وسیع كردن هرچه بیشتر دایره لغات، تمرین و حل كردن سوالات گرامری و تقویت مهارت نگارش و مكالمه جزو مهمترین موارد می باشد.

    البته افراد باتجربه تر نیز لازم است بر روی مهارت های اصلی خود بیشتر كار كرده تا تسلط و اعتماد به نفس خود را افزایش دهند.

    به نظر می رسد یك دوره 9 ماهه برای افرادی كه زمان كافی برای تمرین داشته باشند كافی باشد. این افراد باید قبل از هر اقدامی بهترین منابع را از افراد كارشناس، سایت های معتبر و ... جمع آوری كرده و سپس تقویت مهارت هایشان را شروع نمایند

    2- 
    این قسمت مربوط به افرادی می باشد كه سطح مطلوبی از زبان برخوردار باشند. تمركز اصلی این افراد باید بیشتر بر روی انواع سوالات IELTS و تكنیك های پاسخ گویی این آزمون باشد. بهترین گزینه برای این افراد شركت در آزمون های آزمایشی آیلتس و قرار گرفتن در محیط واقعی آزمون می باشد. همچنین می توانند آزمون های گذشته آیلتس را بررسی كرده و با نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند تا در مراحل بعدی به تقویت نقاط ضعف خود بپردازنداگر این افراد از منابع درست و یا كلاس های مناسب استفاده نمایند. ظرفت مدت سه تا شش ماه می توانند به آمادگی كامل برای شركت در آزمون آیلتس برسند.

    منبع:zabihjavanbakht.blogfa.co



    [ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    آموزش تصویری گرامر

    [ یکشنبه 25 خرداد 1393 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ شهریار قربانی ]

    200 جمله پر کاربرد انگلیسی در مکالمه

    [ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]